واحه

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

آدمیزاد هرچقدر هم که ادعاش بشه،هرچقدر هم فک کنه خیلی قویه،خیلی چیز حالیشه،خیلی بنده ی یکی یدونه ی خداست،خیلی حسابش از بقیه جداس،خیلی مهمه...


کافیه شب شه،کافیه دلش بلرزه کافیه برگرده به خودش و بفهمه خیلی پوچه،خیلی خالیه ،خیلی هنوز راه داره.


توی دلم همونقد خالیه.همون قدرم الان شبه. همون قدر میفهمم که هیچی نمیفهمم. اما تو هم لا تاخذه سنه و لا نومی،هم علیم بذات الصدوری .میپرم تو بغلت. که همراهمی،دارمت،به بهونه ی تاریکی به تو تو پناه میارم که انقدر بزرگی که منو فاش نمیکنی.

  • فاطمه.صاد

شاید بتونم امشبو نخوابم،شام رو تو اتاقم بخورم،مودم رو خاموش کنم،همشهری داستانم رو به فردا موکول کنم،کار ها مو تند تند انجام بدم،از خواهرم کمک بگیرم،جواب اس ام اسای بچه ها رو ندم...شاید بتونم دو لیوان نسکافه بخورم،صب یکم دیرتر برم برا تحویل،کارهامو ناقص ول کنم،این متنو ناقص اینجا ول کنم و برم سر کارم 

شاید بتونم یکم با مامان مهربون تر باشم ،عصبانی نشم وقتی خونواده ازم میپرسه چقدر از کار مونده،چقدش نمونده،شاید از بابا بخوام شیت هامو ببره برام پانچ .شاید دیگه غصه ی امتحان های قبل تر و فرصت های قبل تر و نخورم.


اما نمیتونم

 نمیشه که فکرت نباشه ،غصت نباشه،عشقت نباشه







خودت نباشی

پ.ن:مشوش تر   از این که  پست روال قبلی رو نداره و اسم تو بالاش سنجاق نشده؟!

  • فاطمه.صاد

*من الآن یک حرف عجیب به شما بزنم، روز قیامت جای عمل هست یا نه یا جای حساب‌و‌کتاب است؟ بفرمایید... می‌شود من روز قیامت یک دور رکعت نماز قضا، همان‌جا درجا بخوانم یک اثری داشته باشد؟ بله؟ می‌شود من یک پولی صدقه بزنم همانجا اثر داشته باشد؟ بله؟ نه داریم صحبت می‌کنیم دیگر، واقعاً می‌خواهم ببینم شما برای عملی در روز قیامت اثری قایل هستید؟! اصلاً روز قیامت دیگه هیچ کاری نمی‌شود کرد! غیر از یک عمل، خیلی عجیب است!

یک کار روز قیامت اثر دارد و چه‌بسا موجب بخشودگی تمام گناهان انسان بشود. آن عمل چیست؟ حُسن‌ظن به خداست! یعنی امید! یعنی نبود یأس! که وقتی طرف را در روایت دارد دارند می‌برند سمت دوزخ، برمی‌گردد پشت سرش را نگاه بکند، می‌فرماید بندۀ من چرا پشت‌سرش را نگاه کرد؟ می‌گوید خدایا فکر نمی‌کردم من رو عذاب کنی. می‌فرماید من به خاطر همین بخشیدم!





دارند میبرندم سمت دوزخ... نگاهت میکنم.نجاتم میدهی؟



+ ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ 

+سِلاحُهُ الْبُکاءُ

*حاج آقای پناهیان 

  • فاطمه.صاد