واحه

در
میانه ی
ریگستان...

گاهی کلمه
گاهی کوک
گاهی نقش
گاهی رنگ
همیشه دلتنگی...!
(مطالب تا تاریخ 94/4/1آرشیو شد!)

اول رنج نافرمانی از تو دوری از تو نبود.دوری از خودم بود.آدمی به جایی میرسد که خود را نمیشناسد.جملات مفهوم نمیسازد و دلش آرام نمیگیرد. 
و این خرده کلمات مثل باریکه نور های تابیده شده اند اگر چه در دل سنگ اگر چه در دل خاک.
دارم به سوی تو برمیگردم.باورم میکنی؟





پ.ن:  دو دو تا چهار تای عاقلی که نای نوشتن ندارد و نفس در سینه، میگوید: آب از جوب رفته بر نمیگردد.
ولی دل امید دارد که باران باشد.آبی که به آسمان برمیگردد.

مهربانیت گواهی میدهد که دومی به یقین نزدیک تر است.
  • فاطمه.صاد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">