واحه

در
میانه ی
ریگستان...

گاهی کلمه
گاهی کوک
گاهی نقش
گاهی رنگ
همیشه دلتنگی...!

آدمیزاد هرچقدر هم که ادعاش بشه،هرچقدر هم فک کنه خیلی قویه،خیلی چیز حالیشه،خیلی بنده ی یکی یدونه ی خداست،خیلی حسابش از بقیه جداس،خیلی مهمه...


کافیه شب شه،کافیه دلش بلرزه کافیه برگرده به خودش و بفهمه خیلی پوچه،خیلی خالیه ،خیلی هنوز راه داره.


توی دلم همونقد خالیه.همون قدرم الان شبه. همون قدر میفهمم که هیچی نمیفهمم. اما تو هم لا تاخذه سنه و لا نومی،هم علیم بذات الصدوری .میپرم تو بغلت. که همراهمی،دارمت،به بهونه ی تاریکی به تو تو پناه میارم که انقدر بزرگی که منو فاش نمیکنی.

  • فاطمه.صاد

نامه های سرگشاده

نظرات (۳)

جالب فرمودید
پاسخ:
🙏
  • انگلیش وَن
  • :)
    پاسخ:
    🙏
    چقدر حالمون بهم شبیهه :)
    پاسخ:
    پس خوش به حال من...:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">