اشک توی چشم هایم حلقه زده



جمع میشوم و نمی افتم. مثل اشکی تو چشم هایم حلقه زده ام.نمیشکنم.وحتی فراموش میکنم.قسم به قطره های اشک.خدا حواسش هست




+نسبیت انیشتین هیچ عجیب نیست وقتی اتوبوسی سوار باشی و سرعت اتوبوس زیاد ولی چشمت بیفتد به یک نفر پیاده از هزار نفر در پیاده رو.



+انگار کن بر من هزارسال گذشت.


+از دختر هزار و بیست ساله بشنوید که زندگی رنج  هایی دارد تا درس هایش را یاد نگیرید از بین نمیروند. هرگز تلاش نکنید که غم هایتان را با خوشی های کوچک از یاد ببرید.غم های بزرگ تنها التیام بخش غم های کوچک اند.