امروز ساعت هشت صبح کلاس داشتم.با اینکه صبح خواب مانده بودم سر وقت خودم را به کلاس رساندم.استاد طبق معمول دیر کرده بود.وقتی بعد از چند دقیقه همه بچه ها سرجاهاشان نشستند استاد فرمودند که یادشان رفته لپ تاپ را بیاورند و پیشنهاد دادند که همگی صبحانه را مهمان ایشان باشیم.هرچه به ایشان اصرار کردیم همراهمان نیامدند اما قرار بر این شد که نیم ساعته برگردیم.ما تمام خیابان  تربیت را گشتیم اما دریغ از یک مغازه ای که باز باشد.به ناچار به یکی از رستوران های کنار دانشکده رفتیم و ترجیح دادیم که صبحانه را سریع خورده نخورده به کلاس برگردیم ،درواقع بیشتر زمانمان صرف گشتن برای رستوران شد و سریع به دانشگاه برگشتیم.توسط تماس یکی از بچه ها به نماینده با خبر شدیم که استاد از بدقولی ما ناراحت شده و رفته اند و حتی تهدید به کم کردن نمره کرده اند.

با تمام بحث های سیاسی دیروز و امروز دارم فکر میکنم که اگر این انتخابات ختم به خیر نشود چه اتفاقی می افتد؟
پ.ن1:انتخابات باهمه سنگینی فضایش لااقلرفقای آدم را به او میشناساند کاش حداقل به هم دیگر "احترام "میگذاشتیم 
پ.ن2:فضای روستوران خیلی کثیف و غیر اصولی بود.خواسته بودند که فضای داخلی را به یک مکان سنتی تبدیل کنند که عملا ناموفق بودند.اما نکته ی مثبتی که من بین سرویس صبحانه اش دیدم عطر و طعم معرکه ی چای گل محمدی اش بود که تلخیه شیرینی داشت.
پ.ن3:استاد پول صبحانه را حساب نکردند:)