همین  دو دقیقه پیش که از کرکسیون اتود هام برگشتم دارم فکر میکنم که واقعا پیش خودم چی فکر کردم که توی دفترچه ی انتخاب رشته فقط معماری زدم و چه افق تاریکی پیش روی خودم دیدم.

که من اصلا برای این کار ساخته نشده ام و حتی اگر نباشم نبودنم هیچ وقت احساس نمیشه و جامعه ی معماری احساس کمبود نمیکنه.

من الان ده دقیقست به افسردگی بعد کرکسیون دچار شده ام.

.

* ای خداوندی که نهایت خوبیها و زیبائیها و پایان و نیکی رسان به خلق می باشی*


همه ی مسخرگی های این دنیا دلم رو برات تنگ تر میکنه.