نشد دیگر نشد.پیدا نشد چیزی که از ... برای خودم برای خواننده های اینجا برای... بنویسم.

نشد دیگر نشد.پیدا نشد چیزی توی اتاقم درحالیکه  این گوشه نشسته ام و گوشی توی دستم است و مغزم خالی از کلماتی که انگار داریم بازی گرگم به هوا میکنیم و ازدستم فرار میکنند.

نشد دیگر نشد که از...  بنویسم.از خودم هم میترسم بنویسم مثلا بنویسم که آری فلان قدر دوستت دارم.اما واقعا دوستت دارم و اینکه رحمتت اگر برای مومنین است،برای مسلمانان است،برای صالحین به غیر از این دو گروه(عباد الله الصالحین)،برای زمینی ها،آسمانی ها،آنچه توی فکرم جانمیشود و فکرم به آن نمیرسد،برای ریگ ریگ بیابان،برای فرشته های خدا،برا اجنه ی کوه های دور،ماهی ها ی ته اقیانوسی عمیق....است،من را از گروه زیر مجموعه ی رحمتت حذف کنی... 

که تو مهربان تر از من به منی...

دیدم که شد...و نوشتم این متن را تا که رسید به اینجا.

مبارک مبعث رسول "رحمت"مبارکمان.